ملا محمد مومن كرمانى
99
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
شيرهء مغز گنجشك به قول ميرزا ابو الحسن كوهبنانى : « نادر بعد از تمشيت فارس و عراق و آذربايجان ، در سفر آخر به خراسان ، « از راه يزد به كرمان آمد ، « 1 » اول اسمعيل خان افشار حاكم كرمان را به واسطهء آنكه مأمور شده بود بلوچستان را در روز موعودى كه نادر شاه قرار داده بود مسخره نمايد و متعاقب او به هند رود - يك روز تخلف شده بود ، چوب زيادى به او زده ، به سبب همين صدمه فوت شد ، و شاهرخ خان پسر او را با هزار تفنگچى مأمور هرات نمود ، بعد جميع اهل كرمان را سياست و ترجمان كرده ، جمعى از مردم را سر بريده كلهمنار كرد و برخى را چشم كنده كور كرد ، و محصّلين غلاظ و شدادى به جهت اخذ جرايم در هر بلوك و قراء برگماشت و روانهء خراسان شد . چنان آتشى افروخته شد كه أشدّ بر قتل و غارت افاغنه و بلوچ خارانى شد . » « 2 » در باب شاهرخ خان افشار پسر اسمعيل خان باز هم حرف خواهيم زد . حالا بد نيست از قوموخويش اصلى ايشان كه مورد عنايت نادر در كرمان واقع شده حرف بزنيم و او خاندانقلى بيگ افشار است . خاندانقلى بيگ افشار در فترت آخر صفويه توانسته بود خودى نشان دهد و شايد به يك منصب مهم دولتى - كلانترى - هم برسد و در واقع تازه قدرت از دست رفتهء خانوادگى را در كرمان احياء كرده بود . چنان مىنمايد كه او به نادر روى خوش نشان نداده ، و احتمالا در مراسم دعوت دشت مغان هم شركت نكرده ، بالنتيجه صدمهء بزرگى خورده است . لاغرش كنيد مرحوم مجد الاسلام كرمانى كه خود را از احفاد خاندانقلى بيگ مىدانست ، وقتى كه به حكم عين الدوله ، به جرم
--> ( 1 ) - مختصر اشتباهى ابو الحسن خان دارد ، زيرا نادر از طريق فارس و آباده به كرمان آمده است و اتفاقا از روى پاريز هم گذشته است . ( حماسهء كوير ، ص 258 ) . ( 2 ) - رسالهء ابو الحسن خان ، ص 9 .